محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

195

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

سالخورده‌اى كه مىگذرد ، يك روز از مهلتش رو به ويرانى مىگذارد . چيزى بر خوراك آدمى افزوده نمىشود ، مگر به نابود شدن خوراكهاى پيشين . اثرى از او زنده نمىشود مگر به نابودى اثر ديگر . چيزى براى او تازه و نو نمىشود مگر به كهنه شدن چيز ديگر و چيز جديدى از او نمىرويد مگر به درو شدن چيزى ديگر ، ريشه‌هايى رفتند كه ما شاخه‌هاى آن مىباشيم . چگونه شاخه‌ها بدون ريشه‌ها برقرار مىمانند . هيچ بدعتى در دين ايجاد نمىشود مگر آن‌كه سنّتى ترك گردد . پس از بدعت‌ها بپرهيزيد و با راه راست و جاده آشكار حق باشيد . نيكوترين كارها سنّتى است كه ساليانى برآن گذشته و درستى آن ثابت شده باشد و بدترين كارها آن‌چه كه تازه پيدا شده و آينده آن روشن نيست . واژه‌شناسى الغرض : هدف . نضل : در مبارزه پيروز شد . يخلق : كهنه مىشود . المهيع : راه روشن و فراخ . عوازم الامور : سنت‌هاى درست و اصيل . ساختار ادبى مع كلّ جرعة شرق : خبر مقدم و مبتداى مؤخر . ما بقاء : « ما » استفهاميه است و محلا مرفوع است . « بقاء » نيز خبر آن است . بعد : ظرف و متعلق به « بقاء » است .